به خواست خدا رفتن به دکترم لغو شد و یه اتفاق خوب افتاد.

خرید بک لینک
سلام

مدتی بود که دنبال خونه بودیم و شب 15 آبان یه خونه رو پسندیدیم و رفتیم بنگاه که قرار بزاریم و قولنامه کنیم. فروشنده خونه وقت نداشت کل هفته و فقط و فقط 16 آبان صبح می تونست بیاد.

هیچی دیگه منم باید می رفتم دکتر که هم جواب آزمایشم رو نشونش بدم و داروی تحریک تخمک گذاری مصرف کنم.

اما نشد که برم و کنسل شد و منم به فال نیک گرفتم و ریلکس گفتم هفته بعد میرم.

16آبان پریود شدم و هفته بعدش 23 آبان رفتم دکتر.

دکتر گفت که دیر آمدی و داروی تحریک تخمک گذاری نمی تونم بدم ولی برای اینکه این ماه ر از دست ندی برو و از رحم و تخمدانت عکس رنگی بنداز.

منم تا برگشتم سر کار، یه سرچ سریع کردم و از سونوگرافی کاخ برای فرداش وقت گرفتم.

که خدا رو شکر عکس رنگی مشکلی نداشت و سالم بودم.

28 رفتیم همدان دیدنه مامانم و روز جمعه 30 ابان برگشتیم.

بعد از مدتها تخمدانم به شدت درد گرفته بود و منم خوشحال که درد تخمک گذاری به سراغم آمده.

خلاصه اینکه روز 13 آذر بی بی چک گذاشتم هاله انداخت و فرداش دیگه پررنگ شد.

خاطرات فرزند دوم...

ما را در سایت خاطرات فرزند دوم دنبال می‌کنید

برچسب: خواست,دکترم,اتفاق,افتاد, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:56

صفحه بندی